مشاوره

رواندرمانی

دوره های آموزشی و پیشگیری

کمکهای تخصصی

موضوعات مشاوره

شیوه های کار بالینی

© دکتر محمد راه رخشان  Impresum

دکتر محمد راه رخشان
رواندرمانی و مشاوره

بیوفیدبک و نویروفیدبک

تنظیم و تاثیر

مطب روانشناسی و رواندرمانی

رواندرمانی چیست؟


رواندرمانی یعنی تغییر کارکردهای روان و کمک به رفع اختلالات تفكر، آگاهی و ذهن، احساس، هیجانات و انگیزه و تغییر در قابلیت دریافت حسی محیط و بازسازی كلیه این قابلیتهای روان. مینوان از اختلالاتی نام برد مانند اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردهگی، اختلالات جنسی و هویت جنسی، اختلالات خواب، اختلالات سازگاری با محیط و غیره.

رواندرمانی برای تغییر اختلالات روانتنی نیز بكار ميرود، یعنی برای بهبود و تاثیرگذاری بر اختلالاتی كه به شکل دردها و اختلالات جسمی وجود دارند ولی منشاء روانی دارند مانند سردردهای مزمن (مثلا میگرن)، اختلالات دستگاه گوارش و تنفس، درد کمر و عضلات دیگر و از این نوع ؛ بدون اینكه برای آنها علتی مانند آسیب جسمی وجود داشتهباشد.

با این تعریف رواندرمانی در اساس شیوهای است برای تغییر چیزهایی که  اختلالات روانی و دردها و اختلالات جسمی را درست کرده و پایدار نگه می دارند.  

بین رواندرمانی روانشناختی و رواندرمانی دارویی تفاوتهای زیادی وجود دارد. هر کدام از این دو تخصص از زاویه دید متفاوت از یکدیگر به اختلالات روانی نگاه میکنند و هر کدام راه متفاوتی را برای تاثیرگذاری بر اختلالات روانی در پیش میگیرند. در بعضی موارد نیز ترکیب این دو باهم تاثیر بهتری دارد. ولی این دو تخصص نه آلترناتیو یکدیگرند و نه رقیب یکدیگر. دو شیوه متفاوت هستند برای دو نوع تاثیرگذاری متفاوت از هم بر روی یک اختلال روانی مشخص. به هرحال برای رواندرمانی  از هر نوع آن باید به متخص مراجعه کرد.

روانپزشكان (و متخصصین مغز و اعصاب) فقط در صورت داشتن عنوان تخصصی «رواندرمانگر» در كنار عنوان روانپزشك (و متخصص مغز و اعصاب) ميتوانند به رواندرمانی اقدام كنند. در اینحال شیوهای كه برای درمان بكار میبرند نميتواند تنها شامل دارودرمانی باشد. از این روی روانپزشک فقط زمانی که دارای تخصص رواندرمانی باشد میتواند به کار رواندرمانی بپردازد در غیر این صورت فقط دارو درمانی  میکند.

در کنار این تفاوت اساسی (رواندرمانی و دارو درمانی) باید به این نكته نیز اشاره كرد كه  رواندرمانی کاری است طولانی مدت چون در این شیوه تنها از بینبردن نشانگاههای اختلال روانی هدف نیست بلکه شناختن و تغییر چشمههایی که این اختلالات را بوجود آورده و آنها را پایدار نگاه میدارند. از این روی حداقل زمانی كه در رواندرمانی برای تغییر اختلالات روانی وجود دارد حدود 25 جلسه 50 دقیقهای است كه حدااقل هفتهی یكبار به اجرا در میآید. این تعداد جلسات  ميتوانند بنا بر تشخیص رواندرمانگر بصورت انفرادی (مددجو و رواندرمانگر) و یا در موارد دیگر بصورت درمان گروهی (بین چهار تا هشت نفر از افرادی كه ناراحتی مشترك دارند و یا افراد یك خانواده با حضور یك تا دو روانشناس) برگزار شوند.



تفاوتهای عمومی بین روانپزشک، روانشناس بالینی و متخصص مغز و اعصاب در آلمان

روانپزشک

متخصص در شناخت و درمان بیماري‌ها و اختلالات روانی است. نگاه روان‌پزشك به اختلالات روانی از زاویه اختلالات جسمی است. روان‌پزشك از دانشگاه پزشكی فارق‌التحصیل مي‌شود. در طول تحصیل با بیماري‌های جسمی آشنا مي‌شود, راه‌های مداوی بیماري‌های جسمی را  به كمك دارو مي‌آموزد – ولی از اختلالات روانی بندرت اطلاع كسب مي‌كند. پس‌از فارق‌التحصیل شدن از رشته پزشكی چند سال در آسایشگاه‌های روانی کار مي‌كند. در طی این دوره تخصصی به كسب دانش پیرامون پیدایش و چگونگی پیشرفت بیماري‌های روانی و روحی از دیدگاه جسمی مي‌پردازد و راه‌های مداوی آن‌ها را  به كمك دارو (دارودرمانی) فرامي‌گیرد. برای كار بعنوان «پزشك روان‌درمانگر» روان‌پزشك باید پس از تمام این مراحل دوره تخصصی خاص 3 الی 5 ساله در روان‌درمانی را بگذراند تا بتواند عنوان پزشک روان‌درمانگر پروانه كار در مطب را بگیرد.

روانشناس بالینی


از دانشگاه روانشناسی فارغ‌التحصیل شده‌است. در طول نیمه اول تحصیل (کارشناسی) در زمینه‌هایی مانند «شكل‌گیری روان» (عقل، فكر، احساس، انگیزه، یادگیری، رفتار و سلوك اجتماعی) آشنایي‌ی علمی كسب مي‌كند،  نحوه‌ی فعالیت روان سالم و راه‌های تغییر و تاثیرگذاری بر آن‌ را مي‌آموزد. در طی دوره دوم دانشگاهی كه با مدرك دیپلم یا کارشناسی ارشد به پایان مي‌رسد، هر روان‌شناس می تواند در زمینه‌های روانشناسی بالینی، روانشناسی پرورشی و یا روان‌شناسی صنعتی تحصیل کند. كسی كه با مدرک روان‌شناسی بالینی تحصیل می کند در طی این دوره با انواع بیماري‌ها و اختلالات روانی و شیوه‌های مداوی آن‌ها آشنایی مي‌یابند و مي‌توانند پس‌از فارغ‌التحصیل شدن بعنوان روانشناس بالینی کار بکند. پس‌از طی این مراحل دانشگاهی، روانشناس بالینی باید بمدت سه الی پنج سال دیگر نیز دوره تخصصی در روان‌درمانی را طی کند تا بعنوان روانشناس‌روان‌درمانگر پروانه کار در مطب و اجازه‌نامه کار با بیمه را بگیرد.

متخصص مغز و اعصاب


مانند روان‌پزشك از دانشگاه پزشكی فارغ‌التحصیل شده‌ ولی دوره تخصصی خود را در بخش مغز و اعصاب گذرانده‌است. این دسته از متخصصین در زمینه‌های اختلالات اورگان‌های مغز و سلسله اعصاب تخصص مي‌گیرند و با بیماري‌ها و اختلالات روانی تنها از نظر تاثیر اختلالات جسم بر روان آشنا مي‌شوند و طبعا با دارو و عمل‌های جراحی و شیوه‌های توان‌سازی برای مداوای اختلالات ارگانیک مغز و اعصاب کار می کنند. رواندرمانی اختلالات روانی در این حوزه کاری قرار ندارد.

در روانشناسی بالینی شاخه‌های تخصصی مختلفی وجود د ارند نظیر روانكاوی، رفتاردرمانی، روانشناسی عمقی، گفتاردرمانی و غیره. اساس كار در تمام این الگوهای مختلف كار بالینی بر تلاش فعال و آگاهانه رواندرمانگر برای تشخیص نوع اختلال، طرح ریزی مناسب‌ترین شیوه تاثیرگذاری بر آن اختلال و شناخت عللی كه آنرا بوجود آورده‌ و باعث پابرجاماندن اختلال مي‌شوند، استوار است. در این رابطه رواندرمانگر با استفاده از فنون مصاحبه بالینی، تست‌های روانشناسی، تمرین‌های متعدد و آزمایش های لازم  و اقدامات روانشناختی به تشخیص و دادن آگاهی های لازم به مراجع کننده می پردازد و طبق هر برنامه درمان به مراجع در برطرف كردن اختلالات و ناراحتي‌های روانی و به‌ثبت رساندن رفتارهای جدید یاری می رساند. برای مواقعی كه نیاز به درمان دارویی باشد روان‌درمانگر و پزشك باید در یك برنامه مشترك با هم قرار بگیرند و در پیش‌برد برنامه درمان با یکدیگر همکاری ‌كنند.

یك روان‌شناس در درجه اول مشاور بهداشت روانی است. ضرورت رجوع به وی زمانی وجود دارد  كه فرد احساس كند در كاری و یا در حل مشكلی احتیاج به كمك تخصصی دارد.

بطوركلی روان‌درمانی شیوه‌ا‌ی است برای كمك به آندسته از افرادی كه توان تشخیص و مقابله با آزردگی روانی را از دست نداده‌اند و شیوه‌ا‌ی است برای یجاد رشد و از بین‌بردن چیزهایی كه رشد فرد را محدود مي‌كنند.

درمان اختلالات روانی به همان اندازه مهم و حقیقی است كه درمان بیماري‌های دیگر. اختلات روانی را نمی شود از بیماری های جسمی جدا کرد همانطور که جسم و روان جدایی ناپذیر هستند. طبق آمار رسمی سازمان بهداشت جهانی علت و زمینه ساز بیش‌از نیمی از بیماري‌هایی که بخاطر آنها به مطب های پزشکی مراجعه می شود ناراحتي‌های روانی است، یعنی زمینه هایی كه در درازمدت با اختلال در كاركرد طبیعی بدن مشكلات و دردهای جسمی را بوجود مي‌آورند. طبعا هرنوع فشار روانی را نمي‌توان بیماری و یا اختلال خواند، و كمتر كسی به محض برخورد با یك فشار روانی فورا به روان‌درمانی رجوع مي‌كند. یعنی هركس ابتدا مدتی را به مدارا با فشار روانی و آزردگی خود مي‌پردازد و فقط هنگامی كه فشار آن زیادتر از توان تحمل مي‌شود بدنبال كمك از افراد متخصص مي‌رود. مانند زمانی که كسی سرما مي‌خورد. ابتدا سعی مي‌كند با استفاده از ویتامین‌های لازم، مصرف نوشیدني‌های گرم و استراحت، به بهبود خود كمك كند؛ ولی اگر در عرض دو الی سه روز بهبودی حاصل نشد به پزشك معالج خود رجوع مي‌كند. اولین قدم به سمت بهبودی و تسلط یافتن بر فشار روانی نیز همینطور است. تشخیص اینكه چه زمان مراجعه به رواندرمانی ضروری مي‌شود به عهده خود فرد است، یعنی زمانی كه فرد نیاز به كمك تخصصی را احساس مي‌كند به روانشناس رجوع مي‌كند. این نكته به این معنی است كه افرادی به روانشناس رجوع مي‌كنند كه توان تشخیص دارند و مي‌دانند مساله‌ا‌ی دارند و برای تغییر آن نیاز به کمک تخصصی دارند.